کاردستی ماه بانو

محیاجون چندروزی بود که دلش وسایل کاردستی میخواست
منم یه روز که رفتم
بیرون واسش وسایل کاردستی خریدم .محیاجونی از خوشحالی داشت بال در میاورد![]()

![]()
از همون لحظه شروع کرد به درست کردن کار دستی
هرچیزی رو که در
اطرافش میدید میچسبوند به دفترش



![]()
اینم یه نمونه ی دیگه از کار دستی محیابانو

![]()
از محیا بانو پرسیدم این چیه ؟ گفت این گاوه![]()

![]()
یه روز که سارا اومد خونمون با محیا نشستند و دوتایی کاردستی درست کردن





![]()
واینم کار ساراجون

![]()
و آخر ماجرا اینه


ودر آخر به خاطر خستگی بسیار این دو عروسک با کیک کاکائویی و چای ازشون
پذیرایی شد![]()

وابراز احساسات ![]()


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کاردستی ماه بانو
